اگر امروز در کارخانه شما
🔶مصرف مواد دقیق نیست؛
🔶اولویتها شفاهی تعیین میشوند؛
🔶اپراتور تصمیم میگیرد چه بسازد !
🔶انحراف مصرف مواد از حد استاندارد در پایان سال مشخص می شود و پاسخگویی به «چرا اینطور شد؟» سخت است.
مسئله کمبود نیروی انسانی یا تلاش نیست؛ مسئله نبود سیستم برنامهریزی و کنترل تولید است. نتیجه این وضعیت معمولاً نه در همان ماه، بلکه با تأخیر و در قالب افزایش بهای تمامشده، کسری موجودی غیرقابل توضیح یا عدم تطابق گزارشها با واقعیت کف کارخانه ظاهر میشود؛ جایی که دیگر امکان اصلاح تصمیم وجود ندارد.
|
🔔تبصره: در چک لیست تهیه سیستم کنترل تولید ما سوالات بیشتری را تهیه کرده ایم. این چکلیست مشخص میکند سازمان شما در کدام لایه متوقف شده است. |
|---|
2- سیستم برنامهریزی تولید کجا تمام میشود و سیستم کنترل تولید از کجا شروع میشود؟
در بسیاری از سازمانهای تولیدی، برنامهریزی تولید و کنترل تولید بهاشتباه هر دو یک سیستم در نظر گرفته میشوند. در نتیجه این امر بعد از تهیه سیستم ممکن است با اشتباهات زیر مواجه شوند:
🔻یا برنامهریزی انجام میشود ولی اجرا از کنترل خارج است؛
🔻یا اجرا ثبت میشود ولی برنامهای برای قضاوت آن وجود ندارد.

در حالیکه این دو، دو سیستم مستقل هستند اما دو مأموریت متفاوت دارند که فقط در یک نقطه به هم میرسند. تجربه ما نشان میدهد بسیاری از سازمانها حتی به لایه برنامهریزی هم نرسیدهاند و مستقیماً با تصمیمهای موردی و شفاهی وارد اجرا میشوند؛ در چنین شرایطی، نه برنامهای برای قضاوت وجود دارد و نه کنترلی برای پاسخگویی. برای فهم درست این موضوع، مسئله تولید را به چهار بخش مستقل می شکنیم.
2-1 لایه اول- مدیریت تقاضا: موضوعی که کاربر را به سمت سیستماتیک کردن پیش می برد این نیست که «چطور بسازیم»، بلکه این است:
⭕اصلاً چه چیزی و به چه میزان باید ساخته شود؟
از این رو نیازمند فضایی هستیم که تقاضا مدیریت شود . این بخش وظیفه دارد، پیشبینی فروش، سفارشهای بازار و سیاستهای موجودی را شناسایی کند و به یک تصویر قابل برنامهریزی تبدیل کند. خروجی این بخش نیز تقاضای زماندار و مستقل از اجرا و بدون تعهد به مصرف مواد است. هدف این لایه محاسبه تولید نیست؛ هدف آن مستندسازی تصمیم مدیریتی درباره «چه چیزی باید ساخته شود» است تا در مراحل بعد قابل پیگیری و دفاع باشد.
حال سوالی که در خیلی از جلسات فروش و استقرار ERP از ما پرسیده می شود؛
⭕ آیا پیش بینی تقاضا توسط سیستم محاسبه می شود و مکانیزه است؟ پاسخ: خیر؛ سیستم جایگزین تصمیم نمیشود، اما چارچوب تصمیم را شفاف و قابل ردگیری میکند.
ما توانسته ایم مکانیزم های مرتبط با الگوهای پیش بینی فروش را با هدف بیشینه کردن سودآوری اجرایی کنیم و متناسب با عملکرد گذشته شما، توان فروش و محدودیت هایی که تعیین می کنید اهداف فروش را مشخص کنیم ولی برای تعیین میزان تقاضا این ها کافی نیست. بعد از آنکه پیش بینی فروش نهایی شد، نیازمند هم اندیشی تمام واحد های سازمان هستیم. فروش پیش بینی میدهد. واحدهای متعدد آن را بررسی و امکان سنجی می کنند. در نتیجه هم اندیشی اتاق فکر سازمان شما، فرم ثبت تقاضا نهایی می شود. تا این مرحله اساسا سراغ تولید نرفتیم. پس
🔻 خط تولیدی در کار نیست.
🔻مصرفی ثبت نمیشود.
🔻 اپراتوری تصمیم نمیگیرد.
آنچه به عنوان تقاضا یا اعلام نیاز مطرح می شود در نرم افزار بودجه با عنوان فرم تقاضا بر اساس دوره زمانی مورد نظر کاربر ثبت می شود . تا این مرحله، هیچ تعهدی به تولید وجود ندارد و هیچ انحرافی هم قابل محاسبه نیست.
⭕ با توجه به تقاضا، چه زمانی و چه مقدار تولید کنیم؟
در این مرحله تقاضای ثبت شده، بررسی می شود و مقداری که باید تولید شود به شکل ماهیانه ثبت می شود؛ BOMهای محصول، موجودی ها، کالای در راه، OPC ها (روتینگ)، دوره های سفارش(Lead time) در دل برنامه تولید قرار میگیرند و متناسب با محدودیت های زمانی تعیین شده کاستی ها شناسایی می شود. خروجی عملکرد این مرحله: ایجاد برنامه تولید، بدون رزرواسیون مواد و بدون تعهد اجرایی است. در این نقطه: هنوز چیزی به خط ابلاغ نشده است و تنها گفته شده «باید اینطور تولید شود». این برنامه هنوز یک فرض مدیریتی است، نه یک تعهد عملیاتی. به همین دلیل، در بسیاری از سازمانها این لایه یا بسیار ساده اجرا میشود یا اساساً نادیده گرفته میشود.
|
🔔مرحله نیاز سنجی تولید در فرمی با عنوان برنامه تولید انجام می شود. در راهکار ما بخشی با عنوان کسر موجودی وجود دارد که نرم افزار به صورت کلی کسری ها را بر اساس نیاز کاربر محاسبه می کند. نتیجه این بخش اگر مورد تایید قرار گیرد تبدیل به درخواست خرید و درخواست تولید می شود. در این نقطه، سازمان برای اولین بار تصویر روشنی از شکاف بین تقاضا و منابع واقعی خود دارد. |
اینجا مرز بین دو سیستم کنترل تولید و برنامه ریزی تولید است. سؤال اصلی که کاربران در این بخش با آن مواجه اند این است:
⭕کدام بخش از برنامه واقعاً قابل اجراست؟
در عمل، بسیاری از سازمانها دقیقاً از همین نقطه وارد سیستماتیک کردن فرآیندها میشوند؛ یعنی از جایی که دستور تولید باید صادر شود و اجرا قابل ثبت باشد.
برای مثال، ممکن است برنامه ماهانه تولید تأیید شده باشد، اما کمبود یک ماده کلیدی یا محدودیت ظرفیت، اجرای کامل آن را ناممکن کند. اینجاست که بدون سیستم، تصمیمها بهصورت شفاهی و موردی گرفته میشوند.
در این مرحله، تعارض ظرفیت؛ کمبود مواد و اولویت نیمهساختهها بررسی میشود. نتیجه این بررسی، تصمیم به اجرای بخشی از برنامه یا اصلاح آن است.
خروجی این مرحله ابتدا صدور برنامه های کوتاه مدت هفتگی یا روزانه یا دوره های کوتاه مدت و پس از آن صدور دستورات تولید است. در این مرحله
🔻 مواد رزرو میشوند؛
🔻 مسیر تولید مشخص میشود؛
🔻 کنترل های مرتبط با عملیات تولید آغاز میشود.
🔻 مسئولیت اجرا تعریف میشود.
از این لحظه به بعد، برنامهریزی تمام شده است و هر انحراف باید قابل اندازهگیری و قابل پاسخگویی باشد.
در این لایه، دیگر تصمیمگیری نداریم؛ با واقعیت هایی که در کف کارخانه روی داده مواجه ایم. سؤالهایی که با آن مواجه هستیم موارد زیر است:
⭕اپراتور دقیقاً روی کدام دستور کار کند؟
⭕چه مقدار تولید انجام شده است؟
⭕میزان ماشین ساعت، نفر ساعت، کالا-ساعت محصولات تولید شده چه میزان است؟
⭕چه مقدار ماده مصرف شده است؟
⭕ضایعات در چه زمانی و در چه بخش هایی و به چه دلایلی ایجاد شده است؟
⭕هر دستور تولید چه زمانی بسته می شود؟
از این رو سیستم کنترل تولید با هدف کنترل موارد زیر وارد ماجرا می شود:
🔻 مصرف مواد بر اساس به دستورات تولید مشخص ارسال می شوند. اینگونه که برای هر کالا مطابق با قواعد شرکت BOMتعریف می شود. در زمان صدور دستور، سیستم میپرسد چه مقدار کالا قرار است تولید شود؟ سیستم اقلام مورد نیاز را جهت ارسال از انبار شناسایی میکند.
|
🔔 تبصره: در سناریوهایی که ثبت لحظهای مصرف در کف کارخانه ممکن یا مقرونبهصرفه نیست، مکانیزم Backflush این امکان را فراهم میکند که مصرف مواد بر اساس تولید واقعی ثبتشده و ساختار BOM بهصورت کنترلشده محاسبه شود؛ در صورتی که مازاد یا کسر مصرف وجودداشته باشد، با حدود انحرافات مجاز کاربر می تواند اعمال تغییر در میزان مصرف کند. |
|---|
🔻 بعد از آنکه نیم ساخته یا محصول تولید شد، تولید مرحلهای ثبت می شود.
🔻وضعیت کار در جریان و موجودی پای خط شفاف می شود.
🔻انحراف برنامه و اجرا را نمایش می دهد.
در راهکار ما، تمرکز اصلی بر صدور دقیق دستور تولید، ثبت ساده و واقعی عملکرد و اتصال مصرف مواد به اجرای واقعی است؛ حتی در سازمانهایی که برنامهریزی تولید در سطح پیشرفته ندارند.
اگر این مرحله نباشد: برنامه هرچقدر هم خوب باشد، قابل دفاع نیست، زیرا عملکرد قابل اندازه گیری نیست.
اگر در سازمان شما برنامه تولید دارید ولی مصرف مواد قابل دفاع نیست یا اجرا ثبت میشود ولی برنامهای برای قضاوت آن وجود ندارد؛ مسئله انتخاب نرمافزار نیست؛ مسئله تفکیک درست برنامهریزی تولید و کنترل تولید است.
با کمک سیستم برنامه ریزی و کنترل تولید میتوانید برای موضوعات زیر ابزار داشته باشید:
💠مصرف مواد را به دستور مشخص وصل میکند؛
💠اولویت تولید را از نیاز واقعی استخراج میکند؛
💠به اپراتور میگوید چه کاری را، در چه زمانی، با چه مقداری انجام دهد
💠وضعیت تولید و کار در جریان را لحظهای شفاف میکند
💠و اختلاف برنامه و اجرا را قابل اندازهگیری و قابل پیگیری میسازد
سیستمی که این دو را درست کنار هم بنشاند، تولید را از «واکنشی» به «قابل کنترل» تبدیل میکند. پایه و اساس سیستم برنامه ریزی تولید 3 بخش Bom، مسیر حرکت مواد یا روتینگ وMRP است.
🔻BOM میگوید چه چیزی لازم است،
🔻Routing میگوید چقدر زمان میبرد،
🔻MRP محاسبه میکند چه زمانی باید شروع شود،
برنامهریز تصمیم میگیرد چه چیزی اجرا شود. تفاوت سازمانهای بالغ تولیدی با سایرین، داشتن نرمافزار بیشتر نیست؛ داشتن مرز روشن بین تصمیم و اجراست.
لطفا فرم را تکمیل فرمایید. نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.